چه کسی جسد بِلا را درون نارون گذاشت؟!

یکی از عجیب ترین قتل های تاریخ انگلستان مروبط به پیدا شدن مرموز جسد ی بنام بِلاست. قتلی مانند داستان های برگرفته از ذهن تیم برتون!. با سایت علوم اسپاینس همراه شوید.

در بحبوحه ی جنگ جهانی دوم و آواره شدن میلیون ها نفر در اروپا یکی از عجیب ترین قتل های تاریخ رخ داد. آوریل 1943 و در منطقه ی جنگلی و بی سر و صدای “میدلند غربی” گروهی از کودکان مشغول جمع آوری اشیای جالب از جنگل بودند که در نهایت در اعماق این منطقه و در نقطه ای عجیب به درختی نسبتا متفاوت از منطقه رسیدند، درخت نارون اروپایی.

چه کسی جسد بِلا را درون نارون گذاشت؟!

چه کسی جسد بِلا را درون نارون گذاشت؟!

یکی از همین بچه ها از درخت بالا رفته و در قسمتی خالی شده از مرکز تنه ی درخت چیزی عجیب دید. در حالی که فکر میکرد اسکلت یک پرنده درون شاخه ها گیر کرده زمانی که او تکه ای استخوان را برداشت در کمال وحشت متوجه شد که جمجعه ی یک انسان با مقداری موی سر را در دست گرفته است. جالب اینجاست که این گروه از بچه ها قصد داشتند که این موضوع را یک راز نگه دارند چراکه میترسیدند برای آنها مشکل ایجاد شود اما در نهایت یکی از آنها موضوع را به پدر و مادرش گفته و پس از مدتی پای پلیس به میان آمد.

پس از در جریان قرار گرفتن پلیس گروهی از نیروهای پلیس برای خارج کردن اسکلت دست به کار شدند و در نهایت توانستند قسمت های بسیاری از اسکلت را از درخت خارج کنند و مواردی مانند یک حلقه که هنوز در انگشت جسد بود و یک لنگه کفش را نیز از میان درخت بیرون بکشند. بررسی های تیم پزشکی نشان میداد که جسد مربوط به زنی با حدودا 35 سال سن است که چیزی نزدیک به 18 ماه قبل درون درخت رها شده و به نظر میرسید که دلیل مرگ خفگی باشد.

چه کسی جسد بِلا را درون نارون گذاشت؟!

چه کسی جسد بِلا را درون نارون گذاشت؟!

در آن برهه ی زمانی و با توجه به جنگ و مرگ و میر و آمار بسیار بالای ناپدید شدن مردم در نتیجه ی اتفاقات مختلف یافتن هویت واقعی جسد تقریبا غیرممکن بود چراکه جسد ممکن بود مربوط به هرنقطه ای از انگلستان باشد. پلیس حتی جریاناتی مانند احتمال اینکه مقتول یک جاسوس آلمانی و یا یک انگلیسی که به دست جاسوسان آلمانی کشته شده باشد را نیز دنبال کرد اما در هرحال یافتن هویت و داستان واقعی بسیار دشوار بود.

یکی دیگر از تئوریهای بسیار عجیب اما ممکن در این زمینه مربوط به احتمال دخالت یک فرقه ی جادوگری بود. پس از خارج کردن تمام جسد از درون درخت مشخص شد که دست چپ جسد درون درخت نیست. پس از مدتی جستجو بقیه ی جسد در فاصله ای حدودا یک کیلومتری و در نقطه ای دیگر پیدا شد. بر اساس دیدگاه های یکی از فرقه های جادوگری در همان منطقه پس از قربانی کردن یک انسان نوشیدن خون باعث بدست آوردن قدرت های جادویی میشد.

به هر حال دنبال کردن این موضوع نیز بسیار سخت بود و شخص خاصی نمیتوانست مورد اتهام باشد، هرچند بسیاری نیز معتقد بودند که احتمال دخالت حیواناتی مانند شغال و یا عقاب در جابجایی دست چپ جسد وجود دارد.

اما داستان این پرونده زمانی عجیب تر شد که پس از مدتی روی تعدادی از سنگ های قبر قبرستان محلی و با یک گچ نوشته هایی با عنوان “چه کسی جسد “لوبلا” را درون نارون گذاشت؟” پیدا شد. پلیس با توجه به اینکه نام “لوبلا” اسمی عجیب بود جستجو را برای افراد گم شده با این اسم آغاز کرد اما به نتیجه ای نرسید. در همین زمان اما نوشته ها دوباره شروع به ظاهر شدن کردند که اینبار نام لوبلا به “بِلا” تغییر کرده بود.

چه کسی جسد بِلا را درون نارون گذاشت؟!

چه کسی جسد بِلا را درون نارون گذاشت؟!

پلیس در تلاشی مخفیانه سعی بسیاری کرد که نویسنده ی این جملات را پیدا کند اما موفق به این کار نشد و در نهایت مدتی بعد نوشتن این جملات نیز به پایان رسید و داستان این مرگ عجیب برای همیشه در ابهامی بزرگ باقی ماند، اما سوال مهم اینجا بود که آیا نویسنده ی این جملات از هویت و یا قاتل بِلا خبر داشت؟

داستان عجیب پیدا شدن این جسد و اتفاقات همزمان با آن موجب شد در سال های بعد بسیاری از داستان های جنایی و فانتزی با ایده گرفتن از همین پرونده نوشته شوند. به هرحال پس از گذشت سال ها از این ماجرا این پرونده همچنان در همین وضع باقیمانده و به نظر نمیرسد که قابل حل باشد.

scpience

علاقه مند به علوم مختلف...موسس سایت wonder237.ir سابق. (( کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب اسپاینس تنها با کسب مجوز از سایت امکان پذیر است. ذکر نام سایت الزامی است. ))

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

10 پاسخ

  1. Amir گفت:

    Holy!!!

  2. محمدی گفت:

    این همون مقاله ست ک براتون فرستادم. البته ترجمه حاضر زیاد جالب نیست.

    • scpience گفت:

      سلام…
      کدوم مقاله؟
      من اینو خیلی وقت پیش ترجمه کرده بودم البته ناقص بود یه کم تکمیل ترش کردم

  3. peri گفت:

    اینو قبلا خونده م. واقعا جالبه.

  4. کاوه گفت:

    ادمین نظر خودتون چیه؟حدس میزنید قضیه از چه قرار بوده؟

  5. be گفت:

    درباره ارواح و پدیده پولترگایست هم مطلب بذارید.طرفداران ش بیشتر از اونیه ک تصور میکنید.

  6. بهنوش گفت:

    خوب ترجمه نشده. ولی قضیه ش باحاله.

  7. رستگاری گفت:

    بنظرم یه بار دیگه راجب پرونده قتلهای کلیولند مطلب بذارید ولی این بار باجزییات بیشتر. کللی عکسای ترسناک اجسادتکه پاره مقتولین هست درموردش اون وقت شما عکسایی ضمیمه کردید که اصلاوحشتناک نیستند.

  8. عاطفی گفت:

    شبیه قصه هایی که ملاباجیا تعریف میکنن.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *